در فیزیک نوین اصلی وجود دارد که همیشه برای من جالب بوده است! این اصل؛ نظریه های جدید و قدیم در فیزیک را با یکدیگر انطباق می دهد. این اصل؛ «اصل همخوانی» نام دارد.
در کتاب مبانی فیزیک نوین از مر کز نشر دانشگاهی (اثر ریچارد وایدنر و ...) این اصل اینگونه تعریف شده است:
«اصل همخوانی با قطعیت اظهار می دارد که اگر شرایط نظریه های جدید و قدیم با یکدیگر همخوانی داشته باشد؛ پیشگوییها نیز همخوانی خواهند داشت! یعنی یک نظریه عام و جدید همان نظریه محدود قدیمی را با یک تقریب ویژه به دست می دهد.
هر نظریه جدید که از این لحاظ با شکست روبرو شود آشکارا ناقص است و به هیچ وجه نمی تواند پذیرفته شود!
بنابر این می دانیم که نظریه های نسبیت و کوانتومی را در مورد اجسام بزرگ و با سرعتهای به مراتب کمتر از نور بکار بریم باید همان فیزیک کلاسیک را به دست آوریم!»
حرف جالبی ست! یعنی چون نظریه قدیمی؛ پدیده های زیادی را تفسیر و تحلیل می کرده است؛ نظریه جدید نیز باید بتواند در شرایط مشابه همان نتایج قدیمی را تجدید کند وگرنه نظریه جدید باطل است!
------------
در زندگی روزمره نیز ما دائما در حال استنتاج هستیم و براثر تجربه زندگی به اصول مهمی می رسیم و سعی می کنیم آن اصول را رعایت کنیم! مگر آنکه به اصل متعالیتری برسیم! در اینصورت چون اصل قبلی را؛ با تجربه و واقعیات زندگی یافته بودیم نمی بایست آنرا کنار بگذاریم. بلکه باید به «تعریف جدیدی» برسیم.
به عنوان مثال:
همه ما به تجربه در می یابیم که :
«احترام و خوشرویی» بهترین ابزار برای رسیدن به «یک ارتباط سازنده» با اطرافیان است.
این مطلب را یک «اصل» برای خودمان قرار می دهیم.
اما اصل فوق برای همه جواب نمی دهد! مثلا ما به آدمهایی برخورد می کنیم که در مقابل این رفتار ما؛ رفتار محترمانه توام با خوشرویی ندارند!(زیرا آدمهای مغروری هستند و یا آدمهای اصطلاحا بددهن و بدزبان و یا ...)
آِیا این یافته جدید در زندگی باید باعث شود برخورد ما با همه عوض شود! خیر! طبق اصل همخوانی باید به اصل متکاملتری برسیم که برای مثال بالا اینگونه می شود:
«احترام و خوشرویی متقابل» بهترین ابزار برای رسیدن به «یک ارتباط سازنده» با اطرافیان است.
این مطلب را یک «اصل جدیدی» برای خودمان قرار می دهیم.
در تعریف جدید؛ ما با دیگران رفتاری مشابه خودشان را داریم!
اما زندگی جاری ست و تجربه های جدید در راهند!
به عنوان مثال ما مشاهده می کنیم آدمهایی که قبلا بخاطر رویه بدشان مورد احترام ما نبودند؛ ناگهان تغییر رویه دادند! وقتی مسئله را بررسی می کنیم می بینیم که شخصی در مقابل رفتار زشت آن آدمها؛ رفتار متقابلی نداشته است بلکه رفتاری کریمانه داشته به نحوی که گذشت و کرامت باعث شده آن آدمها متحول شوند!( در داستانهای ائمه زیاد به این موارد بر می خوریم! مثلا یک مرد شامی در مقابل امام مجتبی به مولا علی توهین می کرد اما امام بالعکس رفتار مهربانانه با او داشت و باعث تحول آن مرد شامی شد!)
مجددا باید طبق اصل همخوانی می بایست به تعریف جدیدی برسیم که هم با تجارب قبلی ما سازگار باشد و همه یافته جدید ما را در نظر بگیرد! برای مثال فوق؛ اینگونه می شود:
«احترام و خوشرویی متقابل» و برخورد کریمانه(در موارد معینی) بهترین ابزار برای رسیدن به «یک ارتباط سازنده» با اطرافیان است .
مجددا این مطلب را یک «اصل جدیدی» برای خودمان قرار می دهیم.
-----------------
هرگاه در زندگی اجتماعی به تجربه جدیدی رسیدیم از اصول صحیح و تجربه قبلی خودمان عدول نکنیم بلکه سعی کنیم طبق «اصل همخوانی در زندگی!» به اصول متکاملتری برسیم!
این تکامل و همخوانی را در لفظ عوامانه نام گذاری قشنگی کرده اند :
«پخته تر شدن در زندگی»