سلام قولا من رب رحیم

این وعده خداست بر بهشتیان: سلامی از جانب پروردگار مهربان

سلام قولا من رب رحیم

این وعده خداست بر بهشتیان: سلامی از جانب پروردگار مهربان

دستورالعمل سیر وسلوک؛ آخرین ورژن!!

مَشدی جون سلام!!

فرموده بودی به فلانی(یعنی من!!) بگید چند خط دستوالعمل عرفانی برام بنویسه!!

ای بچشم!!  اما:


 اولا از خود فلانی چه خیری دیدی که از دست خط مسخره اش ببینی!!(با عرض معذرت!)


ثانیا اگر از احوالات زهد و عرفان حقیر (یعنی من!) خواسته باشی؛ شاعر وصفش رو اینجوری کرده:


خوشا زاهدان اهل ثواب و عقا ب

همان دوستاران جوجه و تاس کباب!!!

----

این چند روز هرچه خواستم چند خط قربه الی الله برات بنویسم؛ هوای نفس مانع می شد!


هرچند همین الان هم همون آشه و همون کاسه اما علی الله ‍!! اگه بخاطر رفیق چند تا کلمه نصیحت سر و هم کنی بی ضررش نیس!!

اما اینم دو کلمه نصیحت:


اگه در مبارزه با هوای نفس؛  در عمل کار کردی که کردی نوش جانت!!

اما اگه مثل من اسیر هزاران هوس دنیا هستی و حاضر هم نیستی با تقوا و عمل؛ به جنگ هواهای نفسانی بری؛ لااقل کاسه گدایی دستت باشه!

 

گدایی شغلیه که خرجی نداره! کاسه گدایی را بردار و برو یه گوشه خلوت وبا گریه وزاری بگو:

خدا جونم! خداجون! خدا جونم خداجون! ای خدای مهربون! اومدم و اومدم!!

 

اگه از صدق دل خدا خدا گفتی که حتما جواب میگیری! اما اگه خدا خدا گفتنت هم مثل بقیه کارات دروغی باشه ، بهت میگن:

برو رد کارت! ما گدای دروغکی نمی خوایم!!


تو بگو: 

اگه تو منو نخوای پس کی بخواد! اگه تونیگام نکنی؛ کی نیگا کنه!!


اگه بهت بگن:

 جواب رنگ ولعاب دروغین خشم خداست!

توبگو: 

خشم خدا مال دشمناست!  منم اگه دوست نباشم لاف دوستی با خدا رو که میزنم!


اگه بهت بگن: بی حیا! دست و پای این گدای لاف زن را بگیرین و پرتش کنین بیرون!

تو بگو:

 اگه از در بیرونم کنید از پنجره میام ؛ اگه از پنجره بیرونم کنین از در میام! هنوز منو نشناختین!!


اگه بهت بگن:

 آخه معرفت خدا قابلیت می خواد! توی شوره زار که معرفت الهی محصول نمی ده!

تو بگو:

 بکمک اولیائت (محمد و آل محمد) خودت درستش کن! خودت خداجون! این شوره زار رو پاکش کن و صافش کن!


اگه روترش کر دند تو بخند!


اگه روی برگردوندن؛ تو پشت سر بدو!

 بدو و بگو:

به والله و باالله و به تاالله- به حق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست برندارم!!- اگه کشته شوم الحکم لله


اگه بهت بگن:

 رو سیاه! این بلبل زبونی را از کی یاد گرفتی؟


تو بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود- اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش


اگه بهت بگن:

 پرُرو! اینهمه جرات و جسارت از کجا آوردی؟


تو بگو:

 از حلم خدای خودم ! از کریمی و بزرگواری خدای عزیزم!!


بازم التماس کن وبگو:

خداجون! از تو نخوام از کی بخوام!


 خداجون! هیچی نمی خوام جز خود خودت!!


خداجون ! اگه یه وقتی جز خودت خواستم؛ بی خیال شو! اون وقت نمی فهمم!


خداجون! لیاقتم آتیشته!! باشه! قبوله! آتیشتم دوست دارم! مگه آتیش تو نیست! هرچی از تو باشه دوست دارم!(خداجون ولی طاقتم برای آتیش خیلی کمه!! حرفم را جدی نگیر!!)


الحاصل: یک کلام حرف من شد تمام


اگه مثل من؛ عمل و تقوای درست وحسابی نداری؛گدایی در خونه خدا و عجز و لابه و التماس به  خدا را رها نکن!


التماس به  خدا را رها نکن! التماس به  خدا را رها نکن! التماس به  خدا را  رها نکن! التماس به  خدا را رها نکن! التماس به  خدا را رها نکن!!...(اینم هزار بار!)

 

برداشتی آزاد از مراسلات عرفانی

 عارف وارسته شیخ محمد بهاری(رحمه الله علیه)