دوست معلمی تعریف می کرد:
مدیر مدرسه ای داریم که از کامپیوتر(یا یارانه ببخشید رایانه! بدجوری این دو تا قاطی اند!) هیچی نمی داند و هرچه به او اصرار می کنیم:
آقا مدیره! (بوق بوق)مدی مدیره(بوق بوق)!! بیا این کامپیوتر مدرسه را که خودش و کاورش داره خاک می خوره روشن کن تا بالاخره یاد بگیری!
اما او زیر بار نمی رود!
دوستم می گفت روزی از او پرسیدم :
چند وقتیه که نامه های اداری را با سیستم بدون کاغذ بصورت الکترونیکی می فرستن؛ پس تو چکار می کنی؟!
گفت: هیچی نامه هارا نمی خونم و جواب هم نمی دم!
گفتم: مگه میشه؟! گفت: آره آزمایشی شیش ماه امتحان کردم و شد! هیچ صدایی بلند نشد! و هیچ اعتراضی هم نیامد!
گفتم : پس آمارها و نمرات را چکار می کنی؟!
گفت: اونا را رد می کنم! برای اینکار هم به کافی نت میرم! و پولش را میدم!
خلاصه آقا مدیره که همیشه مدیره!
اولا جواب نامه های مختلف و بخشنامه ها را نمی داد چون بلد نبود از رایانه استفاده کند!
ثانیا خفت و خواری رفتن به کافی نت و هزینه هایش را تحمل می کرد؛ چون حاضر نبود برای آموزش وقت بگذارد!
--------------
این داستان توی ذهنم بود و راستش خیلی به آن اهمیت نمی دادم( چون دوستم در یک روستا، معلم بود و تصور می کردم برای آموزش و پرورش یک شهرستان بزرگ؛ پاسخ نامه ها از یک روستا اهمیت ندارد!)
تا اینکه صحبتهای آقای فیضی مدیر عامل شرکت مخابرات ایران را خواندم که:
«در سال 86 و 87 تمام دانشگاه ها را بدون استثناء و بدون اینکه از دانشگاهها پول بگیریم با فیبر بهم وصل کردیم در حالی که اطلاع دارم کتابی که به قیمت دو میلیون تومان در یکی از دانشگاهها وجود دارد؛ دانشگاه دیگر نمی تواند آن را بر روی شبکه خودش ببیند و مجبور می شود برود همان کتاب را با همان قیمت دوباره بخرد!!»
خیلی جالب است! هر دانشگاه بطور جداگانه کتاب می خرد، بطور جداگانه دیجیتالی می کند! و دست آخر هم کسی دسترسی به آن بر روی شبکه ندارد!
-------------
حکایت فن آوری اطلاعات در کشور ما حکایت غریبی ست!
علت چیست؟!
چرا فن آوری اطلاعات بطور گسترده فراگیر نمی شود؟
چرا آن بخشی هم که پا به این دنیای مجازی می گذارد؛ بهره وری بالا ندارد؟!
دلایل:
1* هنوز فن آوری اطلاعات به عنوان بخشی از دکوراسیون اداری تلقی می شود!( اگر مخالفید به دهها سایت دولتی سر بزنید که مدتهاست بروز نشده اند!)
2* روند استفاده از این شیوه؛ بسیار کند است زیرا هنوز بسیاری از مدیران دستگاهها بطور سنتی فکر می کنند.( اگر مخالفید به دهها جلسه کاری که در مراکز استانها و پایتخت تشکیل می شود نگاه کنید! در حالیکه با ویدئو کنفرانس و یا لااقل چت روم بسیاری از این جلسات را می توان برگزار کرد.)
3* هنوز دسترسی آسان؛ ارزان و با کیفیت بالا برای عموم مردم فراهم نشده است.(اگر مخالفید ماکزیمم سرعت در کشورمان را که 128 کیلو بیت بر ثانیه است را با 13 مگا بیت برثانیه کره جنوبی مقایسه کنید! هر چند فکر می کنم کسی با این بخش مخالف نیست!)
4* هنوز عموم مردم ما اعتمادی که باید به این فن آوری داشته باشند؛ ندارند!( اگر مخالفید به آمار بالای مراجعه حضوری به بانک ها نگاه کنید!)
-----------------
راستی بی ادبی نشه! بالاخره لب تاپ درسته؟ یا لپ تاب؟ یا هیچکدوم؟!
آخه هم لب مشکل داره و هم تاپ!!
بالاخره این مشکل را هم باید یکی بیاد مثل «اینترنت حلال» درستش کنه تا خدای ناکرده کسی حرومش را نداشته باشه!
( راستش را بخواید در تعریف این اینترنت حلال؛ همه موندن! یعنی اینترنتی با فیلترینگ بیشتر و غیر هدفمند تر!! اینترنتی که فقط به یه آی پی های خاص اجازه دسترسی میده و بقیه را نه!! اینترنتی که قراره هر چه خوبه جدا کنیم و بریزیم روی یه سری سرورهای داخلی و ظرفیت این سرورها فوق فوق فوق العاده اس!! و .... یا دهها تعریف غیر قابل قبول یا ناشدنی دیگه!!)
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند ایوان است
سلام
متن جالبی بود ... جواب سوالتونو پیدا کردید به ما هم خبر بدید!
درباره اینترنت حلال هم شنیدید یه سایت راه افتاده به اسم یااو ؟ بروزن یاهو!!!! که دقیقا همون شکلی هم نوشته یمشه و مثلا حلاله!!!
به ما هم جواب را اعلام بفرمایید
لپ تاپ درسته، مثل دسک تاپ که روی میز هست اینم روی دامن قرار میگیره.
درضمن لپ که مشکلی نداره یعنی"دامن"
یه سرچ انگلیسی توی گوگل
labtop or laptop
وترجمه-ش با
google.translate
کار همه رو راه میندازه
سلام
از توضیحات شما متشکرم!