اگر تحقیقی در این باره صورت گیرد که چه ویژگی در کتابهای استاد مطهری ست که بیش از سایر اندیشمندان معاصر آثار ایشان مورد توجه قرار گرفته؛ شاید مهمترین عامل آن این باشد:
استاد مطهری هرجا سخن دیگران –مثلا مادیگرایان و یا بطور کلی هر آنچه ما به عنوان یک نظریه غلط و باطل می شناسیم- را نقل می کند؛ از خود صاحبان آن نظریه؛ حرفشان را بهتر بیان می کند و حتی با ذکر مثالهایی از مولانا و ... اندیشه و حرف آنها را تمثیل گونه روشن می کند!
در نتیجه؛ هر خواننده منصفی گواهی می دهد که ایشان در دفاع از عقاید خودشان؛ به مختصر گویی سایر عقیده ها نمی پردازد و بنابر این تعصب در فکر ایشان راه ندارد!
اما بنظرم هرچند عامل جذابیت آثار ایشان؛ همان است که گفته شد اما علت این کار ایشان تنها این نیست! یعنی ایشان فقط نمی خواستند آزاده اندیشانه به بیان دقیق و کامل سایر نظرات بپردازند و در آخر نظر خودشان را بیان کنند بلکه مسئله مهمتر برای ایشان این بوده که صورت مسئله را به خوبی روشن کنند!
بنظرم شاه کلید همه مسئله های دنیا(!!) این است:
ابتدا صورت مسئله را خوب درک کن!(یعنی داده ها و مجهولات آن را دقیق تفسیر وتحلیل کن!) این کار راه را برای حل مسئله ات باز می کند!
شهید مطهری عزیز نیز سعی می کردند ابتدا حرف باطل یا به تعبیر ما «شبهه» را بطور مشروح توضیح دهد تا هنگام پاسخ دادن به آن؛ مخاطب نیاز به توضیح طولانی نداشته باشد.
این امر در حوزه مسائل الهیات جنبه مهمتری به خود می گیرد زیرا به عنوان مثال کسی به درستی در مورد خدای هستی؛ طرح سوال نمی کند و بعد به انکار می پردازد!
***
در کلاس درس نیز آن مدرسی موفق است که ابتدا به خوبی«طرح سوال» کند تا به جای آنکه مدت زمان زیادی را به «پاسخ » اختصاص دهد؛ زمان بیشتری را صرف صورت مسئله نماید که به درستی گفته اند:
مسئله ای که خوب تشریح شود؛ نصفش حل شده است!
منتظر نظرات شما هستیم
سلام قولا من رب رحیم
با سلام
شهید مطهری یک نعمت است. شیعه افتخار میکنه به ایشون
احسنتم درسته