سلام قولا من رب رحیم

این وعده خداست بر بهشتیان: سلامی از جانب پروردگار مهربان

سلام قولا من رب رحیم

این وعده خداست بر بهشتیان: سلامی از جانب پروردگار مهربان

ضرب المثل های شیرین فارسی از زبان سعدی ؛ حافظ و ...


از قرآن کریم که کلام خداست بگذریم و کلام معصومان را هم در درجه بعد قرار دهیم ؛ گاهی اوقات به شیرین زبانی  و شیوایی سخن سرایی  سعدی و حافظ و فردوسی غبطه می خورم!

 

واقعا حیرت آور است که صدها سال قبل زندگی می کردند و حرفهایی زده اند که هنوز برای ما شیرینیش حفظ شده است و از خواندن آنها لذت می بریم!( برای اهمیت کلام این سخن سرایان بزرگ؛ نوشته ها و شعر های آنها را با دیگر معاصرینشان مقایسه کنید  تا اوج کلام سعدی و حافظ و ... را حس کنید!)

 

علت این امر علاوه بر قابلیت فوق العاده زبان شیرین فارسی در بیان عواطف؛ افکار و احساسات آدمی؛ به توانمندی خدادادی این آدمهای خاص است!

شاید بطور عمومی صدها سال دیگر کسی با نوشته های زمانه ما ارتباط برقرار نکند اما با کلام  شیرین سعدی و حافظ ارتباط برقرار خواهد کرد!

 

در این بین ضرب المثل ها؛ اوجی بر اوج است!! زیرا ضرب المثل شعر یا مطلبی ست که در عمق جان و فکر عامه مردم نفوذ کرده است و دایره ارتباط دهی سخن و ارتباط گیری مخاطب بسیار وسیع است!

این هم چند نمونه:

 

ادب از که آموخت؛ از بی ادبان!(سعدی)

 

به نرمی  برآید ز سوراخ مار!--- که تیزی و تندی نیاید به کار(فردوسی)

 

پسر کو ندارد نشان از پدر!--- تو بیگانه خوانش؛ مخوانش پسر(فردوسی)

 

تا مرد سخن نگفته باشد--- عیب و هنرش نهفته باشد(سعدی)

 

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف--- مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی(حافظ)

 

چگونه شکر این نعمت گزارم--- که زور مردم آزاری ندارم!!(سعدی)

 

خانه از پای بست ویران است--- خواجه در نقش ایوان است(سعدی)

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت--- دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور(حافظ)

 

ز کس گر نترسی بترس از خدای!(فردوسی)

 

عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد(حافظ)

 

عبادت بجز خدمت خلق نیست(سعدی)

 

ما نداریم از رضای حق گله!(مولوی)

 

مشک آن است که خود ببوید--- نه آنکه عطار بگوید(سعدی)

 

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور(حافظ)

 

تیغ دادن در کف زنگی مست--- به که آید؛ علم ناکس را بدست!(فردوسی)