X
تبلیغات
رایتل

سلام قولا من رب رحیم

این وعده خداست بر بهشتیان: سلامی از جانب پروردگار مهربان
پنج‌شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1395

توزیع توپ کاموایی!

توزیع توپ کاموایی!


مرحومه مادرم خاطره جالبی را برایم تعریف میکرد . می گفت:

در روزهای سرد زمستان ؛ مستمندی به من مراجعه کرد و تقاضای لباس گرم کرد.به تأسی از سنت ائمه که بهترین لباسهایشان را هدیه می‌دادند ؛ لباس کاموایی گرم و زیبایی داشتم و آنرا به آن فقیر دادم . مدتی بعد که برای سرکشی از اوضاع او به منزلشان رفتم؛ شوکه شدم!  آن فرد تمام کامواها را از لباس گرانبها بیرون آورده بود و توپی درست کرده بود و بچه او مشغول توپ بازی با ان توپ کاموایی بود . باخود گفتم بعضیها گنج قارون را هم هدیه شان دهی یکشبه به باد فنا میدهند !
_________________

مجرم همیشه مشخص است! البته و صد البته مذهبیها!
وقتی خط فقر مشخص شد ؛ کافی ست مذهبی ها را به گوشه رینگ ببریم و بزنیم توی سرشان بخاطر پولهایی که برای توسعه حرم امامان میدهند! یا مثلا بخاطر لذتی که در مسافرتهای متعدد به کربلا میبرند !  و اصلا چرا دوست دارند در این سفرها و در این اماکن مذهبی در رفاه باشند !
مشکل از جانب میلیونها آدمی نیست که در شمال و کیش و آنتالیا پول خرج میکنند! آنها نباید عیش شان نقصان یابد فقط مذهبی ها!

راه حل ها هم مشابه است. استان قدس را بفروشیم و بین فقرا تقسیم کنیم !. خشت طلای گنبدهای ائمه را بفروشیم و باز بین فقرا تقسیم کنیم ! و در خام دستانه ترین شکل ممکن ؛ شبیه تقسیم یارانه ها؛ بخواهیم به فقر و محرومیت اینگونه پایان بخشیم.غافل از آنکه به ریشه های فقر باید پرداخت.
هر چند بنده معتقدم که برخی این حرفها را میدانند اما در یک سیاسی بازی سخیف ؛ وقتی صحبت از مذهب و مذهبی ها میشود غصه خوردن حضرات برای تن فروشها و مریض ها و کودکان کار شروع میشود! چرا که اگر نیتشان صادق بود ؛ اشاره به اینهمه پولی که در شمال کیش و آنتالیا خرج میشد می کردند. چون این تیپ آدمهای اخیر هم خود را کافر نمی دانند فقط تیپ شان با مذهبی ها کمی متفاوت است.
اگر کسی در نیتش برای کاهش فقر صادق است بجای تقسیم آنچه که به طیب خاطر مذهبی ها در حرم ائمه جمع شده و صرف رفاه همه نیز میشود ؛ باید به ریشه های فقر فکر کند!
وگرنه مثل خاطره مرحومه مادرم که تعریف کردم و بعدها در زندگی به عینه دیدم ؛ هر کمکی به آنکس که مغزش نیازمند کمک است بکنی ؛ شبیه توزیع توپ کاموایی خواهد بود که داستانش را گفتم !!

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)