X
تبلیغات
رایتل

سلام قولا من رب رحیم

این وعده خداست بر بهشتیان: سلامی از جانب پروردگار مهربان
چهارشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1391

توت ترش!

بسم الله الرحمن الرحیم



توت ترش!



جوانتر که بودم گهگاهی با بروبچه هایی که در مدرسه و محراب با هم بودیم قرار می گذاشتیم و ایام تعطیل میزدیم به روستاهای خوش آب و هوای اطراف! الحمدلله دوستانی بودیم همفکر  یعنی تفریح  ناسالمی نداشتیم!(البته اگه قلیون را به حساب نیارین! که آنهم من اهلش نبوده و نیستم!)


خلاصه جمعه ای؛ چند تا موتور سوار می شدیم و می رفتیم برای تفریح و گشت و گذار به  روستاها!(و گاهی هم روستائیان عزیز با چوب و چماق انتظار ما را می کشیدند!!! علتش این بود که بعضی دیگر هم بودند که مثل ما برای تفریح می رفتند اما روستائیان را اذیت می کردند و مثلا از میوه های باغ  آنها می خوردند و یا شاخه درختان را می شکستند.... ولی از نظر روستائیان هر دو گروه؛ از یک قماش بودیم که البته اینطور نبود و ما چنین نمی کردیم!)


ظهر که میشد سور و سات کباب براه بود(نمیدونید پختن غذا دورهمی چقدر حال میده!!! اونم توی صحرا و دشت و دمن با کمترین امکانات؛ آشپزی کنی! خوشبحال خانمها که هر روز این کارشونه!!!!!)


بعد از نهار؛  برو بچه قلیونی می کشیدند  و بعنوان دسر؛ بسراغ درختان توت که در حاشیه جاده ها و یا کنار باغ ها بود میرفتیم!


من می دانستم که اگر از درختان عبوری- مثل درختان توتی که در حاشیه جاده های روستایی می کارند- بخورید اشکالی ندارد  و حلال است.

روی این حساب؛ درخت توت ترشی را پیدا کردم و حالا نخور و کی بخور!!!!  خلاصه دلی از عزا در آوردم!!!


یکی از بچه ها کنارم آمد و گفت: چکار میکنی؟!

برایش مسئله را توضیح دادم اما او گفت:

درخت توت ترش در این مسئله شرعی صدق نمی کند!!

اول فکر کردم قصد شوخی کردن دارد اما بعد دیدم که کاملا جدی میگوید و می گوید:

توت ترش؛ مانند توت شیرین نیست و درختش ارزش بیشتری دارد و صاحب دارد! و اینطور نیست که اگر در حاشیه یک باغ باشد و یا کنار جاده باشد متعلق به همه باشد!

 همه توت ترش هایی که زده بودم؛ زهر مارم شد!!!!!

با خودم گفتم:

حالا صاحبش را از کجا پیدا کنم که حلالیت بطلبم و یا لااقل پولش را بدهم!

کشاورزی از آنجا عبور می کرد. پیش او رفتم  و مسئله را مطرح کردم. او به من اطمینان داد که این درخت؛ مالک مشخصی ندارد  و خیالت راحت باشد!


خوشحال به جمع دوستان برگشتم و حرف ان روستایی را بازگو کردم. یکی از دوستان حرف قشنگی زد و گفت:

حسن! اگه فکر کردی با این جور خوردن ها- مثل این توت ترش- میشه دیگه نماز شب خووند؛ اشتباه کردی!!

در واقع او داشت به خوردن مال شبه ناک اشاره میکرد و درست هم میگفت!


--------------------


غذا و خوراک تاثیر مستقیمی بر روح انسان دارد و اگر خدای ناکرده حرام باشد که روح آدمی را میمیراند! و استمرار خوردن مال حرام؛ انسان را با قاتلین مولای مظلوممان حسین علیه السلام همکیش میکند!

(باور کنید آدمها با  هر پست و عنوان اگر دست اندازی به بیت المال کنند با حرمله هیچ فرقی ندارند ولی متاسفانه و یا خوشبختانه علی اصغری پیدا نمی شود تا حلقومش را بیرحمانه پاره کنند!!)


اما خوردن مال و غذای شبه ناک – یعنی آنچه که دقیق از حلال بودن آن مطلع نیستیم- خود باعث سلب توفیق در عبادت و اطاعت الهی ست!


نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 10:44 ب.ظ
+ زهرا
من اصلا متوجه منظور این حرف دوستتون نشدم!:
"توت ترش؛ مانند توت شیرین نیست و درختش ارزش بیشتری دارد و صاحب دارد! و اینطور نیست که اگر در حاشیه یک باغ باشد و یا کنار جاده باشد متعلق به همه باشد!"

شوخی میکردن یا جدی میگفتن؟ یا از روی بچگی این موضوع رو مطرح کردن؟

از مطرح کردن مال حلال و حروم ممنونم .کاملا درست میگید .وقتی گفته شده که اثر مال حرام تا 7 نسل باقی میمونه دیگه تاثیرش روی خود فرد تا چه حد میتونه باشه!!
چیزی که من دارم بهش فکر میکنم اینه که سر نسل اینده ما چی میاد؟
وقتی توی بازار روسری خرید 2000 تومن رو میدن 15000 تومن وقتی از ترازو کم میزارن وقتی مدام و هر روز سر هم کلاه میزاریم برای 2 زار پول بیشتر .وقتی ....... نمی دونم این پولا حلاله ؟ من هر چی حساب میکنم میبینم حلال نیست
پس یعنی قراره با چند تا حرمله در اطرافمون زندگی کنی؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
فکر کنم منظور دوستم آن بود که درخت توت ترش بواسطه قیمت بالاترش؛ آن کس که در معابر میکارد بقصد استفاده عمومی اینکار را انجام نمی دهد!
البته شاید حرف شما هم صحیح باشد که از بچگی گفته! چون در سن و سال هفده سالگی حرف خودش را بیان کرده.

در مورد رواج حرامخواری در جامعه کاملا با حرف شما موافقم! ان شاء الله خدا عاقبت ما و نسل آینده را به خیر گرداند!
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 10:13 ق.ظ
+ مرتقب
الان سناریوی سیب و سلما بود؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
حرفتو نگرفتم!
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 12:01 ب.ظ
+ فرهادسیمین
سلام
یه استادی توی دبیرستان داشتیم که البته الان مدیر اونجاست و یکی از بهترین استاد من بودند(ادبیات)
میگفت به فکر این باشید که غذایی که میخورید علاوه بر اینکه پاک و حلال باشه، طیب هم باشه
و مثال غذایی که پاک و حلال هست ولی طیب نیست رو میگفتند سوسیس و کالباس!
فعلا که ما تو همون قسمت حلال قضیه هم پامون گیره طیب بودنش پیشکش!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خیلی قشنگ گفتی!
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 06:46 ب.ظ
+ مرتقب
فیلم سیب و سلما که رو پرده است، سناریوش شبیه خاطره شماست.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
چه جالب!