X
تبلیغات
رایتل

سلام قولا من رب رحیم

این وعده خداست بر بهشتیان: سلامی از جانب پروردگار مهربان
یکشنبه 13 فروردین‌ماه سال 1391

سمیرا آن دختر زیبارو را دوباره می دیدم!

بسم الله الرحمن الرحیم



سمیرا آن دختر زیبارو را دوباره می دیدم!


1@    توی اتاق اساتید نشسته بودم و به برنامه کلاسی دانشجویان جدیدالورود ور می رفتم که دختر خانمی آمد  و سلامی کرد وکنارم ایستاد! خیلی راحت! 

نگاه معناداری به او کردم! دختر خانمی بود با یک آرایش غلیظ! نمیشناختمش و تا حالا ندیده بودمش!

گفت: منو میشناسی؟!

سرم را پایین انداختم. از دیدن خانمها با آرایش غلیظ، احساس بدی به من دست میدهد!

نه اینکه خدای ناکرده این دسته از خانمها رابخواهم به چیزبدی متهم کنم نه! طبع من با این چیزها سازگار نیست!!

زیر لب گفتم: فکر کنم اشتباه گرفتین خانم!

خنده کوتاهی کرد و گفت: منم ؛ سمیرا!

باز نیم نگاهی به چهره اش کردم و دوباره سرم را پایین انداختم و گفتم:

من کسی را با نام سمیرا نمیشناسم!


حس کردم حسابی کنف شد! حالت عذاب وجدان بهم دست داد! زیرا که فکر کردم او از نشناختن من ناراحت نشده است بلکه از طرز رفتار من ناراحت شده!

با خودم گفتم کسی را بیخود از خودم نرنجانم بنابراین سرم را بالا آوردم و گفتم:

ببین خانم! اینجا هر ترم افراد زیادی می آیند و میروند ! من شخص خاصی با نام سمیرا را نمیشناسم!...

پرید وسط حرف من و گفت:

نه آقا! منم سمیرا! همون دختر بچه ای که حدود ده سال پیش که بچه های کانون فرهنگی مسجد محله را به اردو برده بودید منم کنار شما بودم! ده دوازده سال پیش!


سرم را پایین انداختم و گفتم:

خانم! من دیشب شام چی خوردم؛ یادم نیست! حالا شما ده سال پیش را میگید!


----------------------


2@      دخترک کنارم ایستاد و گفت: آقا منو هم میبری اردو؟! نگاهش کردم! دخترکی بود حدود ده ساله با کلی زیبایی! چهره معصومانه ای داشت که مهربانی و زیبایی هم به آن اضافه شده بود!

گفتم : چرا که نه! بدو برو سوار اون اتوبوس شو که منم میام!


در طول اردوی یکروزه ؛ همیشه کنارم بود! احساس می کردم من را دوست دارد!!

از رفتارهای این دختر بچه هم خنده ام گرفته بود و هم راستش خوشم می آمد!


گاهی بخاطر همان خصلت ذاتی زنانگی؛ جلوه گری میکرد  و ناقلا مثلا کمی روسریش را به  عقب میبرد تا مثلا من ببینم که موهایش چه رنگی ست  و خوشگل است!!

من هم با لحنی کودکانه چشم غره ای میرفتم و نُچی می گفتم!!

یا هنگامی که به اتفاق سایر دختر بچه ها مسابقه گذاشتیم تا ببینیم چه کسی زودتر به بالای تپه میرسد؛ مدام کنارم میدوید و شیطنت میکرد! خلاصه مسابقه را به سمیرا  واگذار کردم!


این همه چیزی بود که از آن روزها در خاطرم باقی مانده بود!

وقتی از رویدادی سالها بگذرد تنها یک صورت ذهنی مبهم از وقایع در ذهن انسان باقی می ماند و شاید یک احساس خوب و یا بالعکس یک احساس بد از آدمها برای همیشه در ذهن انسان ماندگار شود!


------------------------


3@     سرم را بالا آوردم و به چهره این دختر خانمی که ادعا می کرد همان سمیرا ست نگاه کردم! 

سعی کردم چند فیلتر فتو شاپ را باهم در ذهنم اِعمال کنم  تا بتوانم چهره اصلیش را از پس آن آرایش غلیظ ببینم!!

نتیجه راستی آزمایی درست بود! خودش بود!

دوباره سرم را پایین انداختم  و همینطور با سری که پایین بود با او مشغول صحبت کردن شدم و نمیدانم که چه بهانه ای جور کرد  و رفت و زمان زیادی نگذشته بود که برگشت و اثری دیگر از آن آرایش غلیظ نبود!

تاکتیک «سرت را پایین بیانداز» اینبار جواب داده بود و من هر بار به او نگاه میکردم، سمیرا آن دختر زیبارو را دوباره می دیدم!


نظرات (9)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:02 ق.ظ
+ فرهادسیمین
سلام
جدا برام سوال شده که چطوری یه مطلب به این سادگی رو اینقدر هنرمندانه مطرح میکنید
واقعا نه از شما بلکه از خدابخاطر شما متشکرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تشکر
(هذا من فضل ربی)
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:09 ق.ظ
+ شاهد
سلام . اول که مثل همیشه عالی نوشتید
دوم اینکه برام سوال شد! تا حالا شنیده بودم که خانم ها باید زیباییهاشون رو بپوشونند تا نا محرم ها نگاهشون نکنند و زیباییهاشن مختص همسرشون باقی بمونه خب طبق این دستور العمل و نیز با توجه به نوشته ی شما ٰ آرایش غلیظ سمیرا خانم عین حجاب بوده چون باعث شده شما نگاهش نکنید و سمیرای زیبا رو نبینید.هوم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
اول تشکر
دوم
البته کار آرایش غلیظ سمیرا برای من به حکم حجاب بوده ! نه برای خیلی ها!
همانطور که گفتم این شیوه ای ست برای نهی از منکر
موفق باشید
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:45 ب.ظ
+ علی علیزاده
سلام
سال نو مبارک
دقیقا با جواب شما به شاهد موافقمممممممممممممممممم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
سال نو شما هم مبارک
خوبی؟! چه میکنی؟!
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:57 ب.ظ
+ علی علیزاده
راستی استاد مطلبی در مورد 13 بدر افراطی و خورافی مردم ندارید،چون من فلسفه 13بدر رو جایی خوندم که تو اون روز 78000 ایرانی بدست یهودیا کشته شدن و یه جورایی روز جشن یهودیاست نه ایرانیا
آیا این مطلب صادقه یا نه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
چنین چیزی را جایی نخوندم و راستش را هم بخواهی چنین حرفهایی را راحت قبول نمیکنم.

سیزده بدری که ماها داریم چیزی بدی نیست! میریم بیرون و هوایی میخوریم که نه عقل و نه دین با اون مخالف نیست!
موفق باشی
سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:01 ق.ظ
+ پلاگ
سلام خوبی؟
عجب مطلب قشنگی بود
مبشه به ایمیل منم مطلب بفرستین؟خوشحال میشم
به منم سربزنین و لینکم کنین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خوبم ممنون!
امیدوارم در درس و زندگی موفق باشید
سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:38 ب.ظ
+ مصطفی
سلام
ادای جوونای دهه 60 را بخوام در بیارم باید بگم خب مشکلات اسلام و مسلمین با این نوشته شما مرتفع شد!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
این نوشته چنین ادعایی نداشته که همه مشکلات اینچنینی با این نسخه حل میشه!
این نوشته فقط یه راه حل گفته برای بعضی شرایط!
امیدوارم همه مشکلات من و شما مرتفع بشه!
سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:36 ب.ظ
+ ستاره
سلام
سال نو مبارک و فرخنده باشه .

حکایت جالبی بود ...

راستی که گاهی زیبایی اصلی و خدادای زیربار سنگین آرایش محو میشه .

سربلندو شاد بزی .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
سال نو شما هم مبارک!
با دیدگاه شما کاملا موافقم
سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 10:04 ب.ظ
+ سیده خانوم
احسنت
احسنت
احسنت
همه جریان یه طرف، دو خط آخر هم یه طرف.
مرحبا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تشکر
تشکر
تشکر
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:08 ق.ظ
+ 313
زیبا و قابل تامل نوشتید
مؤید باشید
امتیاز: 0 0